... دلم که می شود ...

... به باران ، به دریا ، به زن بودنم سوگند

میخواستم نقشی بکشم از همه روزهای قشنگ خدا

اما مدادهای رنگی ام جا مانده در سال های کمی نزدیک کودکی 

این روزها فقط با مداد 6ب طراحی می کنم

نه با این مدادهای رنگیه رنگ باخته ی بزرگی :)

 

+دل است دیگر...! در نقطه

در ٧ تیر ۱۳٩٢ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ ... maryam دلانه ... () |
 

دلم، دلش می خواهد همچون دخترکان سر به هوا

بدود در دشت و موهای بلندش را به باد بسپارد

و به ساز موزون آواز درخت ها برقصد

و نفسش را پر کند از عطر یاس های وحشی،

 لای لایِ کودکانه بخواند و سر برقصاند

و تا میتواند بچگی کند...

یک قسمتی از من میان بازی های کودکانه ام جا مانده!

چقدر زود بزرگ شدم دلم هنوز بچگی می خواهد ...

در ٢۳ بهمن ۱۳٩۱ساعت ٥:۱۳ ‎ب.ظ ... maryam دلانه ... () |
 

دیروز زنی در من کودک شد

و موهای مشکیِ بلندِ براقش را پریشان کرد میانِ بادِ خیالش

و آنقدر دوید و دوید که حتی رویا هم به نفس نفس افتاد

دیروز رویایِ کودکانه یِ خوبی بود!

تنها !

در ٢٧ دی ۱۳٩۱ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ ... maryam دلانه ... () |
 
Design By : Mihantheme